





"موزه میراث روستایی گیلان"و"پژوهشکده تحقیقات کاربردی فرهنگ ایرانی"- دانشگاه تهران در نظر دارد سومین کنفرانس بین المللی موزه میراث روستایی گیلان را با همکاری مراکز دانشگاهی و پژوهشی و سازمان های ذیربط داخلی و خارجی با حضور اندیشمندان و کارشناسان از کشورهای خاورمیانه، اروپا، آمریکا و اقیانوسیه در بهار سال 1389 تحت عنوان "میراث طبیعی- فرهنگی، محیط زیست و توسعه پایدار در مناطق روستایی" برگزار کند.
»» متن کامل خبرجمشید آرین مبتکر گیلاتی اهل رشت در مدت سه ماه توانست تنها خودروی برقی هوشمند را که به دو روش دستی و مکانیکی شارژ می شود، تولید کند. مدت زمان شارژ مکانیکی این خودرو شش دقیقه است در حالی که در دیگر خودروهای شارژی دنیا این مدت 6 تا 8 ساعت طول می کشد. این خودرو می تواند با هر بار شارژ 300 کیلومتر را با سرعت 160 کیلومتر طی کند. در حالی که جدیدترین خودروهای برقی ژاپنی با یک بار شارژ تنها 120 کیلومتر را با سرعت 80 کیلومتر می پیمایند.
جمشید آرین از 8 سال قبل تاکنون 8 اختراع دیگر در زمینه تولید خودرو در اروپا و استرالیا ثبت کرده است.
ششمین همایش شعر گیلکی در روز 20 اسفندماه در مجتمع فرهنگی- هنری اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی شهر آستانة اشرفیه برگزار شد. در این همایش که جمعی از شعرا و دوستداران شعر و ادبیات گیلکی حضور داشتند، پس از قرائت شعر به وسیله ی شاعران، اشعار برگزیده مورد تقدیر قرار گرفتند و جوایزی به شاعران برگزیده اعطا شد. امیر فخرموسوی شاعر، بازیگر و کارگردان تئاتر از مجریان این همایش بوده است.
سومین کارگاه بازسازی آیین های گیلان (نوروز خوانی) در عصر روز سه شنبه 20 اسفند به همت هنرمند پر تلاش صفرعلی رمضانی و با همکاری اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی لنگرود در مجتمع فرهنگی، هنری اداره ارشاد لنگرود با حضور جمعی از هنرمندان گیلان و مازندران و دوستداران فرهنگ بومی برگزار گردید.
»» متن کامل خبرهمایش نکوداشت استاد احمد سمیعی گیلانی چهره ی ماندگار فرهنگ و ادبیات فارسی در صبح و عصر روز چهارشنبه 14 اسفند87 در تالار حکمت دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه گیلان برگزار شد. در این همایش ملی که جمعی از اساتید و پژوهندگان و دانشجویان و دوستداران ادبیات شرکت داشتند، دکتر محمد کاظم یوسف پور دبیر علمی همایش، حاتم زاده رییس دانشگاه گیلان، قهرمانی استاندار گیلان درباره ی خصیصه های علمی و شخصیتی استاد سمیعی به ایراد سخن پرداختند و پس از آن یک کلیپ از فعالیت ها و آثار استاد سمیعی پخش گردید.
»» متن کامل خبرانجمن گیلانی های مقیم کرج (گیل یاوران ) در مورخ جمعه دهم آبان در سینما تئاتر پارک شهید چمران کرج ، به شکرانه برداشت محصول برنج گیلان ، جشنی همراه با شعر خوانی شاعران گیلک مقیم کرج و اجرای موسیقی سنتی به سرپرستی کورش فهیمی ( نوازنده سه تار ) حسن غلامپور ( تمبک ) و با آواز سجاد حسن پور برگزار نمود . آنگاه موسیقی محلی ( گیلانی ) با اجرای خوب صفر رمضانی ، شادی و شعف حاضران مجلس را دو چندان کرد .
ضمناً از طرف هیأت مؤسس انجمن گیل یاوران از مهمانان با نان خلفه و کدو همراه با چای خوش رنگ لاهیجان پذیرایی شد .
جمعه 25 مرداد ماه، محب الله پرچمی، شاعر، نویسنده و محقق گیلانی در اثر تصادفی مرگبار در جاده رشت-قزوین (نزدیک لوشان) درگذشت و در وادی روستای امیرکیاسر (از توابع بندر کیاشهر) به خاک سپرده شد.
ضمیمه شماره 99 گیلهوا، شامل 9 داستان کوتاه گیلکی، گفتوگو با نادر جهانگیری (زبانشناس و استاد دانشگاه)، بررسی ادبیات گیلکی در دهه 40 و 50 و مطالب خواندنی دیگر.
»» متن کامل خبرشنبه 26 مرداد ماه، محمد هدی قاضی شریف و بازنشسته که در تمامی طول سنوات خدمت خود همیشه در خدمت حق و عدالت بود و با سادگی و آزادگی زیست، دار فانی را وداع گفت.
»» متن کامل خبرآگهی کتاب
در ازای ارسال هر تعداد کتاب
تلفن: 2220989
فرهنگ عامه رودبار
تألیف
محمدعلی جعفری دوآبسری
204 صفحه، رقعی، 3900 تومان
قابل وصول از طریق خدمات پستی گیله وا
در ازای ارسال 4500 تومان وجه نقد با پست
سفارشی از هر نقطه کشور در اسرع وقت
یک دوره کامل 17 جلدی گیله وا همراه ویژه نامه ها با جلد مقوایی ضخیم و طلاکوب
85000 تومان
هزینه پست سفارشی بر عهده گیله وا است
ضمیمه شماره 107
یادگارنامة بهمن صالحی
شاعر گیلانی با آثاری از:
رحمت حقی پور- عبدالرضا رضایی نیا- یزدان سلحشور مشفق کاشانی- جعفر کسمایی- خسرو گلسرخی
غلامرضا مرادی- فریدون نوزاد و...
قابل وصول از طریق خدمات پستی گیله وا
در ازای ارسال 2100 تومان وجه نقد با پست سفارشی از هر کجای کشور در اسرع وقت
• ویژگی های دستوری
و فرهنگ واژه های گیلکی
جهانگیر سرتیپ پور
27+ 319 صفحه، وزیری، 1369
• ریشه یابی واژه های گیلکی
و وجه تسمیه شهرها و روستاهای گیلان
جهانگیر سرتیپ پور
224 صفحه، وزیری، 1372
• بررسی و توصیف گویش گالشی
محمود رنجبر- رقیه رادمرد
143 صفحه، رقعی، 1382
• زبان تالشی، گویش خوشابر
دکتر حمید حاجت پور
232 صفحه، رقعی، 1383
• دستور زبان گیلکی
جعفر بخش زاد محمودی
320 صفحه، وزیری، 1385
• فرمانروايان گيلان/ تأليف هـ . ل. رابينو
ترجمه م. پ. جکتاجی و دکتر رضا مدنی
229 صفحه، رقعی، چاپ دوم، 1369
• تهضت جنگل و اوضاع فرهنگی اجتماعی
گيلان و قزوين
اسناد و خاطرات نایب صادق خان کوچکپور
به کوشش سيد محمد تقی ميرابوالقاسمی
226 صفحه، وزيری، چاپ 1369
• خونينه های تاريخ دارالمرز
به کوشش و انتخاب محمود پاينده لنگرودی
406 صفحه، رقعی، 1370
• نامها و نامداران گيلان
جهانگير سرتيپ پور
ده + 676 صفحه، وزيری، 1371
• تاريخ انقلاب جنگل به روايت شاهدان عينی
محمد علی گيلک
چهارده + 590 صفحه، وزيری، 1371
• ارمنيان گيلان
دکتر علی فروحی و فرامرز طالبی
دوازده + 360 صفحه، رقعی، 1377
• چهار رساله در زمينه تاريخ و جغرافيای تالش
به کوشش و نگارش علی عبدلی
271 صفحه، رقعی، 1378
• لشت نشا، سرزمين عادلشاه
هوشنگ عباسی
279 صفحه، رقعی، 1378
• تاريخ تحولات اجتماعی- اقتصادی گيلان
دکتر ناصر عظيمی دوبخشری
323 صفحه، وزيری، 1381
• حکمرانان گيلان در عهد زنديه و قاجاريه
هومن يوسفدهی
278 + 20 صفحه، رقعی، 1382
• کرونولوژی تاريخ گيلان
قربان فاخته
245 صفحه، رقعی، 1383
دوره کامل 17 جلدی گیله وا (با ویژه نامه ها) با جلد مقوای ضخیم و زرکوب
85000 تومان
قابل وصول در ازای واریز مبلغ فوق به حساب جاری سپهر 0101057046007 بانک صادرات شعبه بادی الله رشت کد 2908
به نام محمد تقی پوراحمد و ارسال کپی حواله و ذکر دقیق نشانی گیرنده با پست سفارشی از هر جای کشور در اسرع وقت
کمتر پیش آمده آدم ها را به خاطر عقاید و یا کردارهایشان ( تا جایی که به من و دیگران آسیب نرسانده!) متهم و یا محکوم کرده باشم. کمتر از آن پیش آمده که برای آدم ها به خاطر آن که و آن چه دوست دارند ( باز تا جایی که به من و دیگران آسیب نرسانده!) تعیین تکلیف کرده باشم . صد البته عکس این موضوع بسیار بسیار پیش آمده است. یکی از این بسیارها وقتی است که می خواهم که دوشنبه ای در ماه به جلسه نقد وبررسی داستان گیلکی بروم. اعضای خانواده ام معتقدند عمر، انرژی و استعدادم را بیهوده صرف این جلسات می کنم و فکر آینده ام نیستم. اگر قرار و برنامه ای را با دوستانم به خاطر این روز لغو کنم متهم به پسرفت و بی کاری! و رسیدن به پوچی می شوم . یک بار یکی از دوستان رشتی ام (که هفتاد و هفت جد و آبادش اهل این شهر بوده اند و از خانواده ای سرشناس است) مایل بود در این جلسات شرکت کند، روز دوشنبه ی موعود! با من تماس گرفت که نمی آید چون می ترسد خدای ناکرده لهجه پیدا کند!
دوستان نویسنده داستان های فارسی و صاحب نظر در همه امور که صد البته جای خاصی دارند؛ اگر اسم و آدرسی از بنده را پای نوشته ای به زبان مادری دیده باشند حتما دهان به نصیحت گشوده که دختر جان! طوری بنویس که همه بخوانند؛ البته پس از اینکه مفصل به منبر بروند که گیلکی لهجه است و نه زبان!
گفتنی و نوشتنی است که بنده و دوستانی نظیر من نه مالی از کسی خورده ایم و نه حقی را ضایع کرده ایم و نه خدای نکرده جای کسی را تنگ کرده ایم که این چنین، خار چشم دوست و دشمن شده ایم! آخر چه اصراری است که همه همیشه صاحب نظر باشند؟
ماجرای اين دوشنبه ها چيست؟
دوشنبه هایی در نیمه دوم هر ماه، جلسات نقد و بررسی داستان گیلکی در خانه فرهنگ رشت بر گزار می شود. این جلسات که از بهار سال 85 شروع شده است از ساعت 17:30 شروع و ساعت 20:30 پایان می یابد. بنده هم به دعوت و همراهی دوستی نویسنده به این جلسات راه پیدا کرده ام. علی رغم مشغله کاری و قصه و غصه نان همه سعیم این بوده که بتوانم در این جلسات حضور داشته باشم.
دوستی از من پرسیده بود «به این جلسات می روی که با دیگران رشتی حرف بزنی؟ در همین کوچه خیابان ها که حرف می زنند!» (مطمئنی رفیق؟!) گاه فکر می کنم در مورد دوستانی که با آنها معاشرت می کنم باید تجدید نظری اساسی کنم! در این جلسات، نویسندگان گیلانی داستان های خود را به زبان مادری می خوانند. در این جلسات همه رشتی حرف نمی زنند و نمی نویسند. لاهیجانی ها لاهیجانی. رشتی ها رشتی. و بنده تنها رودباریِ جمع، رودباری. آیا زبان همدیگر را می فهمیم؟ بله! لااقل بنده که گنگ و کر نبوده ام! داستان ها را چطور؟ کَم کَمَک ... درک داستان ها در جلسات اول برای من سخت و اندک اندک آسان تر شده است. چطور یک متن گیلکی را می خوانم؟ این سوالی است که همیشه پرسیده می شود. مسلما برای بار اول، خواندن متن گیلکی به هیچ وجه آسان نیست. به تدریج با آشنایی با رسم الخط پیشنهادی گیله وا خواندن متون گیلکی ممکن می شود. باید در این جمع به زبان مادری سخن گفت. اگر از آن جوان هایی هستید که فارسی گب می زنید و میخواهید َمچه کج کنید که «حتماً با شما از اول به گیلکی حرف زده اند!» باید به عرض برسانم که خیر! متأسفانه ما جوان ها زبان مادری خود را از پدر و مادر نیاموخته ایم. تصمیم گرفتیم که زبان مادری خود را بیاموزیم و آموختیم!
در جماعت روزهای دوشنبه، از نویسندگان پیشکسوت و سپید موی می بینی تا جوانانِ نویسنده ی مدرس دانشگاه و مهندس و دانشجو. این جمع اضداد با عقاید و دل مشغولی های مختلف و متضاد تقریبا هیچ گاه سر داستان و موضوعی به توافق نمی رسند! گاه پیش می آید زبان و نگاه خاص و بی پروا ی نویسندگان جوان به مذاق پیشکسوت ها خوش نمی آید. گاه نیز نوستالژی و دور بودن ادبیات داستانی قدیمی تر ها از زندگی امروزی اعتراض مدنی جوان تر ها را در می آورد؛ البته تحمل جوان تر ها به مراتب بیشتر است! اما مانند همیشه ی مردم سرزمینمان که همیشه به صلح و صفا کنار هم زیسته اند این جلسات علیرغم نقد های تند و گزنده و تضارب آرا به خوبی و خوشی برگزار می شود!
بین آن ها که در یک جمع هستند و برحسب ضرورت و موقعیت و یا علاقه دور هم جمع می شوند، نا خودآگاه انس و الفتی پیش می آید. گاه در نبود برخی نویسندگان، تاسیان می شود و دلتنگ می گردیم ...
و چرا؟
دلمان می خواهد! و نمی خواهیم برای خواسته مان که همیشه در این جبر جغرافیایی برایش اما و اگر و بادا و مبادا وجود دارد، بیش از این کوتاه بیاییم! می خواهیم ادبیات سرزمین گیل و دیلم را مکتوب داشته باشیم و می نویسیم تا زبان مادریمان نابود نشود...
تا چندی پیش، داستان گیلکی به غیر از مجله گیله وا پایگاه دیگری نداشت. لذا وجود چنین جلساتی جهت نقد و بررسی داستان های گیلکی ضرروی می نمود. این جلسات با حضور نویسندگانی از مناطق مختلف استان گیلان و گاه خارج ازاستان و حضور و علاقه جوان ها رونق گرفته است و به قول آقای جکتاجی ریشه های آن «آهسته و عمیق» در خاک نرم ادبیات گیلکی فرو رفته و در حال پویش و رویش است. به خاطر می آورم دوستی میهمان (تقریباً هر جلسه با هماهنگی قبلی مهمانی داریم که از سر کنجکاوی و یا به دعوت دوستی به جلسه داستان گیلکی می آید) یکی از دلایل فضای گرم و صمیمی جمع را سخن گفتن به زبان مادری نامیده بود. راست می گفت؛ ما با زبان مادریمان شادیم و سرخوش!
گفتنی است جلسات داستان گیلکی نشریه ای داخلی به نام «دوشنبه بازار» دارد که هر ماه منتشر می شود.
و سرانجام؟
شاید تساهل و مدارای موروثی مردم سرزمینمان، به مددمان آید و از این جلسات به نتایج مفیدی دست یابیم؛ شاید بتوانیم زبانی معیار و رسم الخطی یکسان برای لهجه های مختلف گیلکی بیابیم.
شاید آنقدر داستان و قصه و مَتَل و مثل بنویسیم و بخوانیم و منتشر و مکتوب کنیم که یاوه گویان خاموش و آن ها که برای ما از بالا تصمیم می گیرند مجاب شوند که در مدارس، زبان مادریمان تدریس شود.( بر اساس مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی به وزارتخانه های علوم، تحقیقات و فناوری و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و دانشگاه آزاد اسلامی اجازه داده شده است که دو واحد درسی زبان و ادبیات مربوط به زبانها و گویشهای بومی و محلی ایران مانند آذری، کردی، بلوچی و ترکمن ( و نه گیلکی ) در دانشگاههای مرکز استان های ذیربط به صورت اختیاری ارائه و تدریس کنند. باز از قافله عقب ماندیم یا عقب نگاهمان داشتند؟)
ای کاش روزی برسد که نه تنها داستان، که تئاتر و فیلم و سریال و برنامه ی تلویزیونی ارزشمند و در خور، به زبان مادریمان داشته باشیم و شبکه استانی باران اسباب شرمندگیمان نشود و لودگی های سخیف اصحاب صدا و سیما، مردم سرزمینمان را از تکلم به زبان مادریشان بیزار و خجل نکند.
کاش از خاطر نبریم ما آمارد ها و کادوسی ها ی دیروز ، گیلانی های امروز هستیم و نباید همدیگر را تات و بیگانه بنامیم.
ای کاش و ای کاش و ای کاش که دیگر این کاش ها «نانجه» و آرزویمان نباشد؛ به امید آن روز ...
رشت- شهريور ماه 88